کوه غم
  
 
 
آبان 1384
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        
 
آرشیو
موضوع بندی

شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
یکشنبه 22 آبان ماه سال 1384
دل سوخته

وقتی دهکده ای می سوزد دودش را همه می بینند اما وقتی قلبی می سوزد کسی شعله اش را نمی بیند...!!!


 
یکشنبه 15 آبان ماه سال 1384
ادم باید چه جور باشه؟

 ادم باید چه جور باشه؟

اگه سر به زیر و متفکر باشه میگن:افسردس.

اگه شاد و خندون باشه میگن :جلف و سبکه.

اگه چاق باشه میگن :شکمو و پرخور و بی غمه.

اگه لاغر باشه میگن:خسیس و گداست یا حمال وارثه.

اگه زیر بار زور نره میگن:خروس جنگیه و اهل مرافعه س.

اگه از حقه خودش بگذره میگن:بی عرضه و دست و پا چلفتیه.

اگه اهل درس و مطالعه باشه میگن:خرخونه.

اگه با همسرش رابطه ی خوبی داشته باشه میگن:زن ذلیله.

اگه به همسرش دستور بده میگن:بی رحم و زور گو هست.

اگه خوب پول خرج کنه میگن:ولخرج و لاابالیه.

اگه اهل ولخرجی نباشه میگن:گدا گشنس.

اگه صاف و صادق باشه میگن:پپه هستو هیچی نمیفهمه.

اگه صاف و صادق نباشه میگن:اب زیر کاه و موزیه.

 

خوب حالا شما بگید این ادمه بدبخت باید چه کار کنه تا ادم بشه؟!؟!؟!؟!

 


 
یکشنبه 15 آبان ماه سال 1384
وجدان*

*وجدان تنها محکمه ای است که نیاز به

قاضی ندارد*

 

نیلو

 

 


 
چهارشنبه 6 مهر ماه سال 1384
سلام همدم شبهای تنهاییم



همدم شبهای تنهاییم سلام
چند وقت است که ندیدمت ؟ نمی‌دانم . روزهاست؟ … نه ، سالهاست … نه ، سال کم است . قرنی‌ست نیستی . راستی چرا نیستی ؟!
نمی‌دانم کی و چطور ؟ اما در این تنهایی دلگیر فقط یادم می‌آید چه بهشتی بود روزهای با تو بودن . چه شبهای زیبایی بود از عشق گفتن .
می‌دانی ؟! تمامی دل من آکنده از عشق بود و هست . تمامی لحظه‌های من پر شده بود از عطر نفسهایت و زیبایی‌های عالم ، چشمان مهربانت . یادت می‌آید ؟! وقتی خستگی و غم بر دوشم سنگینی می‌کرد ؟! چه باک ؟! … همیشه دستانت بود که آرامش را برایم هدیه بیاورد … چه عالمی داشت … !
امشب هم تنهایم . اما دیگر تو نیستی . پس من سر بر شانه‌های چه کسی بگذارم ؟! از کجا دستی مهربان طلب کنم ؟! راستی میدانی مدت‌هاست که تنها دیوارها صدای مرا می‌شنوند ؟! هیچ نمی‌گویند ، فقط گوش می‌کنند . تو فکر می‌کنی دلشان می‌خواهد گوش کنند ؟! اما دیگرفرقی نمی‌کند ؟! من دیگر نمی‌گویم . شبهای زیادی ست که سکوت کرده‌ام . بر این دیوارها تکیه کرده‌ام و می‌گریم . دیوارها تاب می‌آورند ؟! مهم نیست . دیگر دیوار هم نمی‌خواهم …
سقف این اتاق چقدر کوتاه است ؟! احساس خفگی می‌کنم . اصلا مگر سقف آسمان چه عیبی دارد ؟ تازه ستاره‌هایش مثل لامپهای رنگی این اتاق نمی‌سوزند . همیشه روشنند ...
باید بروم … از این اتاق … خسته‌ شده‌ام …

نیلو


   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 35091


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

شناسنامه کامل من...